وبلاگم رو با شعری از آقای عبدالجبار کاکایی آغاز میکنم

خرید بک لینک
رود

مثل عشقی که به داد دل تنها نرسد

ترسم این است که این رود به دریا نرسد

این که آویخته از دامنه ی کوه به دشت

می خرامد همه جا غلت زنان تا...، نرسد

ترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگ

از زمین کام بگیرد... به من اما، نرسد

پشت هر سنگ، درنگی ، پس هر خار، خسی

حتم دارم که به همصحبتی ما نرسد

ماه مایوس شد و موج به دریا برگشت

بی سبب نیست که حتی به تماشا نرسد

من به هرصخره ازین فاصله می کوبم ، سر

ترسم این است که این رود به دریا نرسد

گویند......

ما را در سایت گویند... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:36

صفحه بندی